قرآن وسائینس

سا ئینس گواه حقیقت قرآن مجید شده متن رامطالعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

عنوان نمبر1

فــضــیــلــت ذِکــرِ ودعــا به دربـارالـلـه ج

 {{{{{{{{{{{{

فضیلت اسماءالحسنی درشناخت الـلـه ج.

   

 

 خـُداشناسی یعنی شناخت الـلـه جاساس وتهداب اسلام راتشکیل داده، قرآن مجید واحادیث نبوی ( صلی الله علیه وآله وسلم ) وسایل شناخت الـلـه جرامژده فرموده ویکی از مهمترین وسیلۀ آن ، هـمانا شناخت الـلـه ج از راه نامهاي زيبا و صفات عالي و والاي حق تعالي است که به نام اسـماءالحسنی یاد میکنیم . خداوندج درقرآن مجید واز جمله درآیات مبارک تکوینی قرآن مجید ( ایجاد هستی ، انسان را تشویق به چگونگی خلقـت جهان یعنی شناختن نشانه ها یا رازها واسرارخلقت نموده تا آنهارا علمأ کشف ومتیقن گردند که هدف اصلی از خلقت جهان ، احیای حیات وادامۀ حیات انسان می باشد که بعدازان به قدرت ، عظمت ، علم ورحمت خداوند بربندگانش معترف شده ودرزمان ذِکر یایاد کردن اسماءالحسنی ، همان قدرت وعظمت ورحمت خداوندرانیزدرفکر واندیشۀ خود تجسم دهد یعنی ذکر زبانی وذکر قلبی را دریک وقت باهم یکجا نمایند تا سبب تزکیۀ نفس وپرورش روحی شان گردد.

لازم به یاد آوری است که کشف وآشکار شدن شناخت نشانه ها واندازه گیریهای خلقت جهان هستی بصورت مفصل در متن سائـیـت موجود ۀ شان   وجوددارد زیرا که هـدف این سائیت ، آشکار ساختن آنهمه قوانین واندازه گیریهای است که در آیات قرآن مجید به نام نشانه ها: یا ـ آیه ها ی خلقت مژده داده شده، اگر شما فصل های مربوط به آدرس قرآن وسائینس و معجزه های علمی قرآن مجید را مطالعه نمائید امید است به هدف خلقت الـلـه ج که همانا جهان برای انسان است برسید انشاء الـلـه .
 بازهم تکرار میکنیم که وقتی انسان علمأ معتقد به آن شد که هدف ازخلقت جهان حمایه وادامۀ حیات انسان بوده وتمام موجودات جهان ازستاره تاکهکشان وموجودات مکروسکوپی همه وهمه درخدمت انسان وبرای انسان است، آنوقت است که انسان اظهار سپاس وشکرانه گی ازاین نعمت عظیم ورایگان خداوندج رابوسیلۀ
ذِکـر اسماء وصفات الهي،به حضور الـلـه ج  به عرض می رساند، تا باشد که خشنودی آن ذات پاک را بدست آورد.

بنأ ذِکـر اسماء وصفات الهي، وسيلۀ است كه انسان را با  الـلـه ج آشنا ساخته و دريچه اي است كه قلب را به آن ذات پاک متصل ، احساس را فعال و جهان پهناوري را فرا روي ما مي گشايد تا در آن انوار عظمت پرودگار را مشاهده كنيم.

 نامهای نیکوی الـلـه ج است که به مثابۀ کلیدهابوده ،و حقیقت خلقت جهان هستی راتجلی وگواهی می دهد. چنانچه یکی از آیات قرآن مجـید می فرماید:

1-  بـابـاز کـردن آدرس تفـسـیـر شـریف به عـُمق زیـادتـر مـعـانی آیـات مـُبـارکه رسـیـد )ــــــ

قرآن کریم

               {{{{{{{{{{{{

           ﴿6: 50﴾﴿ أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ     

                ﴿6: 50﴾﴿ آيا آنها به آسماني كه بالاي سرشان است نگاه نكردند كه چگونه ما آنرا بنا كرده‏ايم ؟ و چگونه به وسيله ستارگان زينت بخشيده‏ايم ؟ و هيچ شكاف و ناموزوني در آن نيست!

 

 

                ﴾﴿6: 50﴾do they not then look up to heaven above them how we have made it and adorned it and it has no gaps? ﴿

منظور از نگاه كردن در اينجا، اولا کشف چگونگی خلقت است، یعنی اینکه این خلقت یک چیز ساده نه بلکه دربنیاد آن قوانین، اندازه گیریها ونشانه های است که با کشف آنها انسان را به تحیر انداخته ودراو انديشه و تفكر رابیدار و انسان را به قدرت عظيم خالق اين آسمان پهناور و شگفتى هايش آشنا میسازد، كه هم عظمت خيره كننده وهدف مند دارد، هم زيبائى هاى فراوان، و هم استحكام وپایه داری وهم نظم و حساب دقیق دارند.

{{{{{{{{{{{{

تعداد اسماءالحسنی مطابق حدیث پـیغـمبر خـُدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) ، 99نام است چنانچه

 کـُتب احادیث صحیحه ترمِـذی ،مـُسلِم وبـُخاری شریف به نقل از ابوهـُریره (رضی الله عنه)روایت میکنند که پـیغـمبر خـُدا ( صلی الله علیه وآله وسلم )فرمودند:

    ﴿اِنّ لله تسعة و تسعين اسماً من حفظها دَخل الجنة، و اِنّ الله و تر يحب الوتر

ترجمه : ﴿خداج 99 اسم دارد، كسي كه آنها را حفظ كرده و معانيش را به خاطر بسپارد داخل بهشت مي شود. خداوند تك و تنهاست و تنهايي را دوست دارد.
نامهاي زيباي خدا وندج كه در قرآن مجیدآمده به چند دسته تقسيم مي شوند:
1- نامهايي كه به ذات پاك خداوند تعلق دارند، عبارتند از: ﴿ اَلواحدُ|اَلاحدُ اَلحقُ اَلقُدوسُ | اَلصمدُ | اَلغنيُ | اَلاولُ | اَلاآخرُ | اَلقيومُ.
2- نامهاي که ساختار خلقت رابشارت می دهد: عبارتند از: ﴿ اَلخالقُ | اَلبارئُ | اَلمُصورُ | اَلبديعُ.
3- علاوه بر صفات رب | رحمن| و رحيم| نامهاي كه به صفاتي چون محبت و رحمت تعلق دارد: ﴿ الرؤُوفُ | اَلودودُ | اَللطيفُ | اَلحليمُ | اَلعفوُ | اَلشكورُ | اَلمؤمنُ | اَلبارُ| اَلرافعُ | اَلرزاقُ ُ| اَلوهابُ | اَلواسعُ.
4- نامهايي كه به عظمت و جلال خداوند تعلق دارند: ﴿ اَلعظيمُ | اَلعزيزُ|  اَلعليُ | اَلمتعال ِ| اَلقويُ | اَلقهارُ | اَلجبارُ اَلمتكبرُ اَلكبيرُ اَلكريمُ اَلحميدُ اَلمجيدُ|، اَلمتينُ اَلظاهرُ ذو الجلال والاكرامِ|.
5- نامهاي كه به علم خداوندج تعلق دارد: ﴿ اَلعليُ اَلحكيمُ اَلسميعُ اَلخبيرُ|، اَلبصيرُ اَلشهيدُ، |اَلرقيبُ|، اَلباطنُ|، اَلمهيمنُ|.
6- نامهايي كه به قدرت خداوندج و تدبير امور او تعلق دارد: ﴿ اَلقادرُ اَلوكيلُ اَلوليُ اَلحافظُ اَلملكُ اَلفتاحُ|، اَلحسيبُ اَلمنتقمُ اَلمقيتُ|.
7- در اینجا صفات ديگري وجود دارد كه در قرآن به صراحت از آن نام برده نشده؛ بلكه از محتواي افعال و صفاتي كه در قرآن مجید براي خداوندج آمده، استنباط مي شود كه عبارتند از: ﴿اَلقابض ُ|، اَلباسط ُ اَلرافع ُ اَلمعزُ ُ|، اَلمذل ُ اَلمجيب ُ اَلباعث ُ اَلمحصي ُ الَمبدي ُ اَلمعيد ُ اَلمحيي ُ اَلمميت ُ مالكُ الملكِ|، اَلجامع ُ|، اَلمغني ُ|، اَلمانع ُ|، اَلهادي ُ|، َالباقي ُ|، اَلوارث ُ|.
8- نامهايي ديگري نيز هست كه از معاني وارده در آيات قرآن مجیدفهميده مي شود مانند: ﴿ اَلنور ُ|، اَلصبور ُ|، َالرشيد ُ|، اَلمقسط ُ|، اَلوالي ُ|، اَلجليل ُ|، اَلعدل ُ|، اَلخافض ُ|، اَلواجد ُ|، اَلمقدم ُ|، اَلمؤخر ُ|، اَلضار ُ|، اَلنافع ُ|، و صفات تكلم و اراده هم به اينها ملحق مي شود.

خــُداوندج به نامهای اسماءالحسنی اشاره فرموده ومی فرماید:

             {{{{{{{{{{{{

    بـابـاز کـردن آدرس تفـسـیـر شـریف به عـُمق زیـادتـر مـعـانی آیـات مـُبـارکه رسـیـد )ــــــ

قرآن کریم

              ﴿7:180﴾﴿ وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي

                  أَسْمَآئِهِ  سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

               ﴿7:180﴾﴿و براي خدا نامهاي نيكي است خدا را با آن بخوانيد، و آنها را كه در اسماء خدا تحريف مي‏كنند (و بر غير او مي‏نهند و شريك برايش قائل مي‏شوند) رها سازيد آنان به زودي جزاي اعمالي را كه انجام مي‏دادند مي‏بينند

and allah's are the best names, therefore call on him thereby, ﴾﴿7:180﴾

 and leave alone those who violate the sanctity of his names; they shall be

﴿ recompensed for what they did

{{{{{{{{{{{{

 

              ﴿17:110﴾﴿  قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى

              وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا  ﴾

 

              ﴿17:110﴾﴿ بگو الله را بخوانيد، يا رحمن را، هر كدام را بخوانيد (ذات پاكش يكي است و) براي او نامهاي نيك است، و نمازت را زياد بلند يا آهسته مخوان و در ميان اين دو راهي (معتدل) انتخاب كن.

say: call upon allah or call upon, the beneficent allah; whichever﴿17:110﴾

 you call upon he has the best names; and do not utter your prayer with a very  raised voice nor, be silent with regard to it, and seek a way between these       ﴿

{{{{{{{{{{{{

علمای اخلاق به پیروی از قرآن مجید و روایات اسلامی اهمیت فوق‏العاده‏ای برای ذ ِکر به عنوان یکی از شاخه‏های مهم عبادت در پاکسازی روح و جان و بیداری و آگاهی و تهذیب نفس قائل هستند; و برای هر مرحله از مراحل سیر و سلوک، اذکاری ذکر کرده‏اند; مثلا:

 ــــ  در مرحله توبه، توجه به ذکر یا غـَفارُ میگردد،

 ـــــ  و در مرحله محاسبه نفس توجه به ذکر یاحَسیبُ‏ میگردد،

ــــ  و در مرحله جلب رحمتهای الـلـه ج توجه به ذکر یا رَحمانُ) و یا رَحیمُ‏ُُُ  می گردد.

این اذکار به تناسب حالاتی است که انسان دارد و مسیرهائی که می‏پیماید; ولی به عنوان ذکر مطلق که در هر حالی خوب است، نه به عنوان قصد ورود.

آری! ذِکر خداوندج از بزرگترین عبادات و بهترین حسنات است و در برابر تهاجم وسوسه‏های نفس و نفوذ شیطان به انسان مصئونیت می‏بخشد.

پرده‏های خودخواهی و غـرور راکه بزرگترین دشمن‏سعادت انسان‏است می‏درد، او را از خواب‏غفلت‏بیدار می‏کند و از خطراتی که سعادت وی را تهدید می‏کند آگاه می‏سازد.

ذِکر خداوندج مانند دانه‏های حیاتبخش باران است که بر سرزمین روح و قلب انسان می‏بارد و انواع بذرهای فضیلت و تقوا را شکوفا و بارور می‏سازد، و هر اندازه درباره اهمیت این عبادت سخن گفته شود باز کم است.

با این اشاره به قرآن مجید باز می‏گردیم و اهمیت ذِکر اللهج را در آن جستجو می‏کنیم:

{{{{{{{{{{{{

  بـابـاز کـردن آدرس تفـسـیـر شـریف به عـُمق زیـادتـر مـعـانی آیـات مـُبـارکه رسـیـد )ــــــ

قرآن کریم

﴿2:152﴾﴿ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ  

﴿2:152﴾﴿  پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم، و شكر مرا گوئيد و كفران (در برابر نعمتها) نكنيد.

    therefore remember me, i will remember you, and           ﴾﴿2:152                        be thankful to me, and do not   be ungrateful to me

  اقـتباس ازمتن تفسیر شریف نمونه .

مفسران در شرح اين آیۀ مبارک، و اين كه منظور از يادآورى بندگان چيست؟ و يادآورى خداوند چگونه است، تفسيرهاى متنوعى ذكر كرده اند كه فخر رازى در تفسير كبير خود آن را در ده موضوع خلاصه كرده:

1 ـ مرا به اطاعت ياد كنيد، تا شما را به رحمتم ياد كنم، شاهد اين سخن آيه 132 سوره آل عمران است كه مى گويد:  ﴿وَ أَطيعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون

2 ـ مرا به دعا ياد كنيد، تا شما را به اجابت ياد كنم، شاهد اين سخن آيه 60 سوره مؤمن است كه مى گويد: ﴿ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُم  

3 ـ مرا به ثنا و طاعت ياد كنيد، تا شما را به ثنا و نعمت ياد كنم.

4 ـ مرا در دنيا ياد كنيد تا شما را در جهان ديگر ياد كنم.

5 ـ مرا در خلوتگاه ها ياد كنيد تا شما را در جمع ياد كنم.

6 ـ مرا به هنگام وفور نعمت ياد كنيد، تا شما را در سختى ها ياد كنم.

7 ـ مرا به عبادت ياد كنيد، تا شما را به كمك ياد كنم، شاهد اين سخن جمله ﴿إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعين است.

8 ـ مرا به مجاهدت ياد كنيد، تا شما را به هدايت ياد كنم، شاهد اين سخن آيه 69 سوره عنكبوت است كه مى فرمايد: ﴿ وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا

9 ـ مرا به صدق و اخلاص ياد كنيد، شما را به خلاص و مزيد اختصاص ياد مى كنم.

10 ـ مرا به ربوبيت ياد كنيد، شما را به رحمت ياد مى كنم، مجموعه سوره حمد مى تواند گواه اين معنى باشد.

البته هر يك از اين امور، جلوه اى از جلوه هاى معنى وسيع اين آيه است و آيه فوق همه اين معانى و حتى غير آن را نيز شامل مى شود: مرا به شكر ياد كنيد تا شما را به زيادى نعمت ياد كنم، چنان كه در آيه 7 سوره ابراهيم مى خوانيم: ﴿لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاَ َزيدَنَّكُمْ.

بدون شك هر گونه توجه به خداوند ـ چنان كه گفتيم ـ يك اثر تربيتى دارد كه در پرتو ياد خدا در وجود انسان پرتوافكن مى شود، و روح و جان او بر اثر اين توجه، آمادگى نزول بركات جديدى كه متناسب با نحوه ياد او است پيدا مى كند.

* * *

2 ـ ذكر خدا چيست؟

مسلّم است: منظور از ذكر خداوندج تنها يادآورى به زبان نيست، كه زبان ترجمان قلب است، هدف اين است: با تمام قلب و جان به ذات پاك خداوندج توجه داشته باشيد، همان توجهى كه انسان را از گناه باز مى دارد و به اطاعت فرمان او دعوت مى كند.

به همين دليل، در احاديث متعددى از پيشوايان اسلام نقل شده است منظور از ذكر خداوندج يادآورى عملى است،

 در حديثى از پيغـُمبرخـُدا(صلى الله عليه وآله وسلم)مى خوانيم كه به حضرت على(رضی الله عنه) وصيت فرمودند، از جمله وصايايش اين بود:  

     ﴿ سه كار است كه اين امت توانائى انجام آن را (به طور كامل) ندارند:

مواسات و برابرى با برادر دينى در مال، و اداى حق مردم با قضاوت عادلانه نسبت به خود و ديگران، و خدا را در هر حال ياد كردن، منظور سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ أَكْبَرُ نيست، بلكه منظور اين است: هنگامى كه كار حرامى در مقابل او قرار مى گيرد از خدا بترسد و آن را ترك گويد. 

به هر حال، چه جالب است: خداوندج با آن عظمت، ذكر بندگان را در كنار ذكر خود قرار مى دهد، بندگان، در آن عالم محدود و كوچكشان و خداوند بزرگ، در آن عالم نامحدود و بى انتها با آن همه رحمت .ا و بركات!* * *

{{{{{{{{{{{{

﴿91: 5﴾﴿ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ   ﴾ 

         ﴿91: 5﴾﴿ شيطان مي‏خواهد در ميان شما بوسيله شراب و قمار عداوت ايجاد كند، و شما را از ذكر خدا و از نماز باز دارد آيا (با اينهمه زيان و فساد و با اين نهي اكيد) خودداري خواهيد كرد؟!

 the shaitan only desires to cause enmity and hatred to spring   ﴾﴿91: 5﴾

means of intoxicants and games of chance, and to keep in your midst by    

 you off from the remembrance of allah and from prayer. will you then desist?

در آیۀ مبارک، سخن از عواقب آلودگی به شراب و قمار به میان آمده است; می‏فرماید: شیطان می‏خواهد به‏ وسیله شراب و قمار در میان شما عداوت ایجاد کند، و شما را از ذکر خداوندج و نماز باز دارد (با این همه زیان و فساد) آیا خودداری خواهید کرد! (انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوة فهل انتم منتهون)

در این آیه سه مفسده مهم برای شراب و قمار ذکر شده: پیدایش عداوت و دشمنی; و باز داشتن از ذکر خدا; و از نماز; از این تعبیر بخوبی روشن می‏شود که ذکر خداج همچون نماز و همانند دوستی و محبت در میان مردم سرمایه مهمی است که از دست دادن آن ضایعه بزرگی محسوب می‏شود.

اضافه بر این، می‏توان از لحن آیه چنین استفاده کرد که میان ترک ذکر خداج و نماز و پیدایش عداوت و بغض و مفاسد اخلاقی دیگر رابطه‏ای وجود دارد; و این همان است که ما در جستجوی آن هستیم.

 {{{{{{{{{{{{

                         ﴿13:28﴾ ﴿ الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

                                13:28﴾﴿آنها كساني هستند كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مييابد!

               those who believe and whose hearts are set at ﴾﴿13:28﴾                 rest by  the remembrance of allah; now surely by allah's remembrance are (the hearts

در آیۀ مبارکه، سخن از تاثیریاد خداوندج در آرامش دلها است; آرامشی که می‏تواند انسان را از لغزشها برهاند و به فضائل اخلاقی بیاراید; می‏فرماید: آنها (هدایت‏یافتگان) کسانی هستند که ایمان آورده‏اند و دلهایشان به ذکر خداج مطمئن و آرام است. 

سپس همین معنی را به صورت یک قاعده کلی بیان کرده، می‏افزاید: آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‏یابد! .

این آرامش‏فوق‏العاده به خاطر آن است که نگرانیها اشکال گوناگونی دارند:

  ــــ یا به خاطر آیندۀ تاریک و مبهمی است که در پیش دارد; مثلا، از احتمال زوال نعمتها یا گرفتاری در چنگال بیماری و درماندگی و ناتوانی و مانند آن ناشی می‏شود،.

 ــــ  و یا گذشته تاریک زندگی، فکر او را به خود مشغول می‏دارد،.

   ــــ و یادنیاپرستی و دلباختگی نسبت‏به دنیا، سلب آرامش انسان می شود.

 ــــ یا سوءظن‏ها و توهمها و ترس و وحشت از مرگ، اوراآزار می دهد.

 ــــ بخل و حسد و حرص و طمع و مانند آنها نیز از عوامل نگرانی انسان است.

 بنأ هر یک از اینها می‏تواند عاملی برای نگرانی و سلب آرامش انسان شود.

یادخداوندج، همان خداوندی که جواد و کریم و رحمان و رحیم و خالق و رازق و بخشنده و بنده نواز است - خداوندی که حل هر مشکلی در برابر قدرتش آسان، و هر امرپیچیده‏ای در برابراراده‏اش ساده است.

بلی! یاد چنین پروردگار مایه آرامش دلها و سبب پرورش فضائل اخلاقی است. این نکته قابل توجه است که نفس مطمئنه همان نفسی است که مخاطب به خطاب ; ای نفس مطمئنه! به سوی پروردگارت باز گرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی و در بهشتم وارد شو!  

{{{{{{{{{{{{

 

                  ﴿18:28﴾﴿ وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا

 تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا  

               ﴿18:28﴾﴿  با كساني باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مي‏خوانند، و تنها ذات او را مي طلبند، هرگز چشمهاي خود را، بخاطر زينتهاي دنيا، از آنها برمگير، و از كساني كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن، همانها كه پيروي هواي نفس كردند، و كارهايشان افراطي است.

                ﴾﴿18:28﴾and withhold yourself with those who call on their lord morning and evening desiring his goodwill, and let not your eyes pass from them, desiring the beauties of this world's life; and do not follow him whose heart we have made unmindful to our remembrance, and he follows his low desires and his case is one in which due bounds are exceeded﴿

                        آیۀ مبارکه خطاب به پيغـُمبرخـُدا(صلى الله عليه وآله وسلم)  کرده و او را از پیروی کسانی که قلبشان از ذکرخدا غافل است، بر حذر می‏دارد، و به همراهی کسانی‏که صبح و شام به یادخدا هستند، دعوت می‏کند; می‏فرماید: با کسانی باش که پروردگارخود را هر صبح و شام می‏خوانند و تنها ذات او را می‏طلبند; هرگز چشمان خود را به خاطر زینتهای دنیا از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد ما غافل ساخته‏ایم، اطاعت مکن! همانها که پیروی از هوای نفس کردند و کارهایشان افراطی است!

بدیهی است‏خداوند بی‏دلیل کسی را به مجازات غفلت از یاد حق، گرفتار نمی‏کند; این مجازات از آن کسانی است که به دشمنی با حق برخاسته‏اند; و از سر لجاج و کبر و غرور، یا تعصب کورکورانه، با حق دشمنی دارند.

بنابراین، منظور از اغفال قلب، مسلط ساختن غفلت از یاد خدا بر آن به خاطر کیفر اعمالشان است; و به همین دلیل، به هیچ وجه مستلزم جبر نیست.

این گروه از غافلان، پیرو هوای نفسند; و اعمالشان آلوده به افراط و تفریط است; به همین دلیل، در پایان آیه می‏فرماید: ﴿ (واتبع هواه وکان امره فرطا)

از این آیه بخوبی می‏توان نتیجه گرفت که غافل شدن از یاد خدا در اخلاق انسان اثر می‏گذارد، و او را به وادی هواپرستی و افراط می‏کشاند.

آری! روح انسان را یا خدا پر می‏کند و یا هوی‏ که جمع میان این دو ممکن نیست. هوا پرستی سرچشمه غفلت از خدا و خلق خداست; هوا پرستی عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی است; و سرانجام، هوا پرستی انسان را در خویشتن فرو می‏برد، و از همه چیز غافل می‏کند.

یک انسان هوا پرست جز به اشباع شهوات خویش نمی‏اندیشد; رحم و مروت و ایثار و فداکاری برای او مفهوم ندارد.

{{{{{{{{{{{{

 

             ﴿20:14﴾﴿ إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي  ﴾

            ﴿20:14﴾﴿ من الله هستم، معبودي جز من نيست، مرا پرستش كن و نماز را براي ياد من به پادار.   

                  ﴾﴿20:14﴾  surely i am allah, there is no god but i, therefore serve me and keep up prayer for my remembrance: ﴿

در سومین آیه، سخن از نخستین وحی الهی به موسی بن عمران است که در سرزمین طور و وادی ایمن، از کنار درختی این پیام الهی را شنید: من خدا هستم! معبودی جز من نیست، مرا پرستش کن، نماز را برپا دار تا به یاد من باشی!

در اینجا، در حقیقت، فلسفه اصلی نماز ذکر خدا شمرده شده است، و در نخستین وحی الهی به‏موسی علیه السلام توجه به‏ذکر الله ج گوشزد شده و این به‏خاطر اهمیت فوق‏العاده ذکر است، بخصوص این که مساله نماز و ذکر الله بلافاصله بعد از بحث توحید ذکر شده‏است.

{{{{{{{{{{{{

 

                     ﴿42 :20﴾﴿ اذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي

                    ﴿42 :20﴾﴿  تو و برادرت با آيات من به سوي فرعون برويد، و در ياد من كوتاهي نكنيد. (42)

 

                           ﴿42 :20﴾go, you and your brother with my signs, and do not be negligent of my remembrance. ﴿

در چهارمین آیه، مخاطب موسی ع و برادرش هارونع هستند، در آن زمان که فرمان نبوت موسی علیه السلام صادر شده، و مامور می‏شوند برای مبارزه با فرعون آماده گردند، می‏فرماید: تو و برادرت با آیات من (کتاب آسمانی و معجزات) به سوی فرعون بروید، و در ذکر من کوتاهی و سستی نکنید! دستور به ذکر خدا آن هم بدون سستی به هنگام مبارزه باطغیانگری همچون فرعون، بسیار پرمعنی است; این امر نشان می‏دهد که ذکر خداوند تا چه اندازه در قدرت و قوت و شجاعت و شهامت انسان اثر دارد، و به او نیرو و توان برای مبارزه می‏بخشد که در این هنگام به آن دستور داده شده است.

در تفسیر فی ظلال‏ می‏خوانیم که در توضیح این آیه می‏گوید: خداوندج به موسیع و هارون ع گفت که ذِکر و یاد من، وسیله کار شما، و اسلحه بُرنده، و تکیه گاهی است که می‏توانید به آن متکی شوید!  

بعضی از مفسران ذِکر را در این آیه به معنی ابلاغ دعوت نبوت و بعضی به معنی مطلق امر و فرمان، و بعضی به معنی یاد خداج گرفته‏اند، در حالی که هیچ منافاتی بین این امور نیست، و ممکن است همه در مفهوم جامع آیه جمع باشد.

بدیهی است هنگامی که پيغـُمبرخـُدا(صلى الله عليه وآله وسلم)    به یاد خداج باشد و از یاد او نیرو و توان بگیرد، در ابلاغ رسالت و اطاعت فرمان او نیز قوی‏تر و کوشاتر خواهد بود.

{{{{{{{{{{{{

 

   ﴿20:124 ﴾﴿ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى

  ﴿20:124 ﴾﴿   و هر كس از ياد من رويگردان شود زندگي تنگ (و سختي) خواهد داشت، و روز قيامت او را نابينا محشور ميكنيم.

                ﴾﴿20:124 ﴾but whosoever turns away from my remembrance, his life shall be narrow and on the day of resurrection we shall raise him blind. ﴿          در این آیه، بعضی از آثار ترک ذکر خدا بیان شده است; می‏فرماید: و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی تنگ و سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می‏کنیم!

عذاب دنیوی آنها، تنگی معیشت، و عذاب اخروی آنها، نابینا بودن در محشر است!

گاه تنگی معیشت‏به خاطر این است که انسان در آمد کمی دارد، و گاه به خاطر آن است که با داشتن درآمد هنگفت، به خاطر بخل و حرص و آز و طمع، صحنه زندگی بر او تنگ می‏شود; مایل نیست در خانه‏اش باز باشد و دیگران از زندگانی او استفاده کنند، و حاضر نیست محرومان را در زندگی خود شریک سازد; و به فرموده علی علیه السلام: ثروتمندان بخیل همچون فقیران زندگی می‏کنند و همانند اغنیا و ثروتمندان حساب پس می‏دهند .غالب ثروتمندان از خدابی‏خبر حریصند و این حرص و آز همیشه آنها را در التهاب و نگرانی و ناراحتی نگه می‏دارد، به گونه‏ای که از اموال سرشار خود، بهره کافی توام با آرامش نمی‏برند.

اما چرا در قیامت نابینا محشور می‏شود؟ ممکن است‏به این دلیل باشد که حوادث آن جهان هماهنگی کاملی با حوادث این جهان دارد; غافلان از ذکر خدا چشمهای خود را بر حقایق این جهان بسته، و آیات حق را که از در و دیوار این جهان نمایان است نادیده گرفته‏اند; به همین، دلیل در قیامت نابینا وارد عرصه محشر می‏شوند.

{{{{{{{{{{{{

               ﴿3724: ﴾﴿ رِجَالٌ  لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

                ﴿ 24:37 ﴾﴿ مرداني كه نه تجارت و نه معامله، آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و اداي زكات غافل نمي‏كند، آنها از روزي مي‏ترسند كه دلها و چشمها در آن زير و رو مي‏شود! (37   

men whom neither merchandise nor selling diverts from the﴿ 24:37 ﴾

 remembrance of allah and the keeping up of prayer and the giving of poor-  rate; they fear a inday which the hearts and eyes shall turn about.

 در دهمین و آخرین آیه می فرماید،  خانه‏هایی که نام خدا در آن برده می‏شود و صبح و شام در آن تسبیح می‏گویند; کسانی که هیچ تجارت و معامله‏ای آنان را از یاد خدا، و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‏کند  .

به این ترتیب، نخستین ویژگی مردانی که پاسداران نور الهی هستند این است که سرگرمیهای زندگی دنیا و امور مادی آنها را از یاد خدا غافل نمی‏کند; آری! یاد خداست که آنها را به این افتخار بزرگ مفتخر کرده است; سپس به ویژگیهای دیگر آنها، مانند بر پا داشتن نماز و اداء زکات اشاره می‏کند.

نتیجه :

از آنچه در آیات بالا آمد، و آیات دیگر قرآن مجیدکه از ذکر همه آنها به خاطر اختصار صرف نظر کردیم، بخوبی استفاده می‏شود که ذِکر خداج مایۀ آرامش دل; نهی از فحشاء و منکر; و قدرت و قوت در مقابل دشمن; ترک بخل و حرص و دنیا پرستی و رذائل دیگر اخلاقی می‏شود.

رهروان راه حق، سالکان الی الله، و تمام کسانی که به خود سازی و تهذیب نفس مشغولند،باید ازاین کیمیای‏سعادت و اکسیر خوشبختی غافل‏نشوند;و بدانند آنچه‏به آنها در این مسیر پر فراز و نشیب و مملو از خطرات و پرتگاهها، هوشیاری و قدرت و قوت می‏دهد، همان یاد خداست که به صورت مستمر در آید، و جزء برنامه حیات انسان شود

{{{{{{{{{{{{

     ﴿29:45﴾﴿اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ

الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ

          ﴿29:45﴾﴿ آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‏دارد و قطعا ياد خدا بزرگتر (و برتر) است; و خدا مى‏داند چه مى‏كنيد

 ﴿29:45﴾        recite that which has been revealed to you of the book and keep up prayer; surely prayer keeps (one) away from indecency and evil, and certainly the remembrance of allah is the greatest, and allah knows what you do﴿

در آیه، بعد از بیان این نکته که نماز انسان را از زشتیها و منکرات باز می‏دارد .

بلی! یاد خداج روح نماز است، و روح شریفترین بخش وجود می‏باشد; اگر نماز سبب ترک فحشاء و منکر می‏شود نیز به خاطر همین ذِکرالله جاست; زیرا یاد خداج انسان را به یاد نعتمهای او می‏اندازد که تمام وجود انسان در آن غرق است، و یادآوری این نعمتها انسان را از نافرمانی بخشندۀ نعمت، باز می‏دارد و از گناه شرمنده می‏کند.

از سوی دیگر، او را به یاد روز قیامت و دادگاه عدل الهی می‏اندازد; خود را در برابر دادگاه بزرگ حق می‏بیند و پرونده اعمال خویش را در آنجا حاضر، و ماموران مجازات را آماده مجازات بدکاران، و فرشتگان رحمت را آماده پذیرائی از بندگان خوب‏خداج در بهشت‏برین مشاهده می‏کند; و این عامل دیگری برای ترک عصیان و ترک کارهای ضد اخلاق است.

بعضی از مفسران گفته‏اند: جمله  ﴿وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ اشاره به این است که ذکر خداج برترین اعمال و عبادات بندگان است.

این احتمال نیز داده شده است که منظور از ذکر الله‏ج در اینجا یادی است که خداج از بنده‏اش می‏کند (در برابر یادی که بنده از خدا جدارد.)   و این یاد خداج او را به درجات عالیه عبودیت و بندگی سوق می‏دهد و از هر چیز برتر و والاتر است; ولی احتمال اول با معنی آیه تناسب بیشتری دارد.

{{{{{{{{{{{{

 

            ﴿33:41﴾﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا

                 

                          ﴿33:41﴾﴿ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد خدا را بسيار ياد كنيد.

 

                        

﴿33:41﴾o you who believe! remember allah, remembering frequently, ﴿

 

                ﴿33:42﴾﴿ وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا

             ﴿33:42﴾﴿ و صبح و شام او را تسبيح نمائيد.

﴾﴿ 33:42﴾and glorify him morning and evening (﴿4

 

                     ﴿33:43﴾﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً

                               ﴿33:43﴾﴿او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى فرستد،و فرشتگان او (نيز براى شما تقاضاى رحمت مى كنند) تا شما را از تاريكى هاى (جهل و شرك و گناه) به سوى نور (ايمان و علم و تقوا) خارج سازد; او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است.

     

 

            ﴿33:44﴾﴿ تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَرِيماً  

 

 

 

                       ﴿33:44﴾﴿  تحيّت (فرشتگان به) آنان در روزى كه به لقاى او مى رسند سلام است; و براى آنها پاداش پرارزشى فراهم ساخته است.

در آیه، روی سخن به تمام مؤمنان است، و همه آنان را به سوی ذِکر خداج دعوت می‏کند، و آن را با خروج از ظلمات و پیوستن به نور مرتبط می‏سازد; می‏فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‏اید! خدا را بسیار یاد کنید، و صبح و شام او را تسبیح گویید! - او کسی است که بر شما درود و رحمت می‏فرستد و فرشتگان او (نیز برای شما) تقاضای رحمت می‏کنند، تا شما را از ظلمات جهل و شرک و گناه به سوی نور (ایمان و توحید و تقوا) رهنمون گردد; و او نسبت‏به مؤمنان مهربان است!.

قابل توجه این که، بعد از امر به مؤمنان در مورد ذِکر اللهج آن هم به صورت وسیع و گسترده، و همچنین دستور به تسبیح ذات پاک او، هر صبح و شام، خبر از درود و رحمت‏خداوندج و دعای فرشتگان می‏دهد، و نتیجه آن را خروج از ظلمتها به سوی روشنائی ذکر می‏کند; آیا این همان چیزی نیست که ما به دنبال آن هستیم که ذِکر خداج اثر عمیقی در زدودن تاریکیهای رذائل اخلاق از درون جان انسان دارد و او را تدریجا به فضائل اخلاقی آراسته می‏کند؟

در تفسیر المیزان آمده است که آیه‏اخیر در واقع به منزله بیان علت دستور ذکرکثیر است که در آیات قبل آمده است; و این سخن‏گواه بر مطلبی است که در بالا ذکر کردیم.

در این که منظور از ذِکر کثیر چیست؟ تفسیرهای مختلفی ذکر شده است:

بعضی گفته‏اند: منظور این است که خداج را هرگز فراموش نکند.

بعضی گفته‏اند: منظور ذِکر اسماء و صفات حسنی است.

و بعضی طبق روایتی آن را به معنی تسبیحات اربعه را سی بار تکرار کردن، و یا تسبیح حضرت بی بی فاطمه (رضی الله عنها) گفته‏اند.

ابن عباس (رضی الله عنه ) می‏گوید: هر دستوری که خداج مقرر فرموده، حد و حدودی دارد، و به هنگام عذر، ساقط می‏شود، جز ذِکر خداج که نه محدود است، نه عذری برای ترک آن وجود دارد!

به هر حال، ذکر کثیر مفهوم وسیعی دارد که همه آنچه در بالا آمد در آن جمع است.

و در این که منظور از ظلمات‏ و نور، در ذیل این آیات چیست؟ نیز تفسیرهای متعددی کرده‏اند; گاه به خروج از تاریکی کفر به سوی ایمان، و گاه به خروج از ظلمات جهان ماده به نور روحانیت و معنویت، و گاه به خروج از ظلمات معصیت‏به نور اطاعت، تفسیر شده است.

ولی معلوم است که اینها منافاتی با هم ندارند.

اضافه بر این، خروج از ظلمات رذائل اخلاق به سوی فضائل اخلاق را نیز شامل می‏شود که از مهمترین آثار ذکر خداست.

بلی!فشردۀ سه آیۀ مبارک فوق اینکه:، چون عوامل غفلت در وسوسه شياطين از هر سو به طرف انسان پرتاب مى گردد، براى مبارزه با آن، راهى جز ذكر كثير  نيست. ذكر كثير به معنى واقعى كلمه يعنى توجه با تمام وجود به خداوندج نه تنها با زبان و لقلقه لسان بلکه ذكر كثيرى كه، در همه اعمال انسان پرتوافكن باشد، و نور و روشنائى بر آنها بپاشد.. به اين ترتيب، قرآن مجید همه مؤمنان را در اين آيه موظف مى كند كه در همه حال، به ياد خداج باشيد یعنی:.

ــــ به هنگام عبادت ياد او كنيد، و حضور قلب و اخلاص داشته باشيد.

 ــــ به هنگام حضور در صحنه هاى گناه ياد او كنيد و چشم بپوشيد، و يا اگر لغزشى رويداد توبه كنيد، و به راه حق باز گرديد.

 ــــ به هنگام نعمت ياد او كنيد و شكرگزار باشيد.

 ــــ و به هنگام بلا و مصيبت ياد او كنيد، و صبور و شكيبا باشيد.

خلاصه، ياد او را كه در هر صحنه اى از صحنه هاى زندگى انگيزه واكنش مناسب و الهى است، فراموش ننمائيد.

در حديثى كه در صحيح ترمذى و مسند احمد از ابو سعيد خدرى از پيغـُمبرخـُدا(صلى الله عليه وآله وسلم)  نقل شده چنين مى خوانيم: كه از آن حضرت پرسيدند: كدام يك از بندگان در روز قيامت مقامشان از همه برتر است؟!

فرمود: ﴿ آنها كه خدا را بسيار ياد مى كنند .

ابو سعيد مى گويد: عرض كردم: يا رَسُولَ اللّهِ(صلى الله عليه وآله)! آيا چنين كسانى حتى از جنگجويان راه خدا والامقام ترند؟!

فرمود: ﴿اگر با شمشيرش آن قدر بر پيكر كفار و مشركين بزند كه شمشيرش بشكند، و با خون رنگين شود، آنها كه ياد خدا بسيار مى كنند از او برترند !.

چرا كه جهاد خالصانه نيز بدون ذكر كثير خداوندج ممكن نيست.

و از اينجا معلوم مى شود كه ذكر كثير معنى وسيعى دارد همان گونه كه از متن آيات به خوبى بر مى آيد، منظور از تسبيح خداوند جدر هر صبح و شام همان دوام تسبيح است، و ذكر خصوص اين دو وقت، به عنوان آغاز و پايان روز مى باشد، و اين كه: بعضى آن را به نماز صبح و عصر يا مانند آن تفسير كرده اند، باز از قبيل ذكر مصداق است.

به اين ترتيب، ذكر كثير خداوند، و تسبيح او هر صبح و شام جز به تداوم توجه به پروردگار، و تنزيه و تقديس مداوم او از هر عيب و نقص، حاصل نمى گردد، و مى دانيم، ياد خدا براى روح و جان انسان، همچون غذا و آب است براى تن. اى نفس مطمئن و آرام! * به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى كه هم تو از او خشنود هستى و هم او از تو

منظور از ذكر خداج، به عقيده بعضى از مفسران، قرآن مجید است، و گاه احتمال داده شده كه منظور، دلائل منطقى و عقلى است كه انسان را به خدا مى رساند، و نيز احتمال داده اند، همان ياد خدا است كه نقطه مقابل غفلت است.

{{{{{{{{{{{{

       ﴿ 53:29﴾﴿  فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا

        ﴿53:29﴾﴿ حال كه چنين است از اينها كه از ذكر ما روي مي‏گردانند و جز زندگي مادي دنيا را نمي‏طلبند، اعراض كن

﴾﴿53:29﴾ therefore turn aside from him who turns his back upon our reminder and does not desire anything but this world's life﴿

      در این آیه، باز روی سخن به پيغـُمبرخـُدا(صلى الله عليه وآله وسلم)  است ; و او را از آنها که از یاد خدا بیگانه‏اند، برحذر می‏دارد; می‏فرماید: از کسانی که از یاد ما روی برگردانده‏اند و جز زندگی دنیا را نمی‏خواهند و نمی‏جویند، روی بگردان!

در تفسیر ذِکر خداج در این آیه، بعضی گفته‏اند منظور قرآن مجید است، و بعضی آن را اشاره به دلائل عقلی و منطقی می‏دانند، و بعضی اشاره به ایمان، ولی ظاهر این است که ذکر خدا مفهوم گسترده‏ای دارد که همه این امور، و مانند آن را شامل می‏شود.

بعضی چنین پنداشته‏اند که این آیه دعوت به ترک جهاد می‏کند، و لذا گفته‏اند به وسیله آیات جهاد، نسخ شده است، در حالی که نسخی در کار نیست، بلکه منظور بی‏اعتنایی و ترک همنشینی نسبت‏به غافلان از ذکر خداست; و این کار هیچ گونه منافاتی با مساله جهاد در شرایط خاصش ندارد.

در این آیه، رابطه دنیا پرستی‏ و ترک ذکر خداوندج بخوبی روشن است; و به این ترتیب آثار ذکر خداج را در پرورش فضائل اخلاقی، و آثار ترک آن را در پیدایش رذائل روشن می‏سازد.

براى اين كه گروهیکه اهل استدلال و منطق نيستند، روشن شود ( گروه که و حب دنيا و فراموش كردن ياد خداج آنها را در لجن زار اين موهومات و خرافات غوطه ور ساخته)، مى فرماید: چون چنين است، از كسانى كه از ياد ما اعراض كرده اند، و جز زندگى مادى دنيا را نمى خواهند و نمى جويند، روى بگردان و به آنها اعتنا مكن كه شايسته سخن نيستند! .

{{{{{{{{{{{{

لى،

    ﴿57:16﴾﴿ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ

     وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ 

     مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ  ﴾  

      ﴿57:16﴾﴿  آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤ منان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟ و مانند كساني نباشند كه قبلا به آنها كتاب آسماني داده شد، سپس زماني طولاني بر آنها گذشت و قلبهاي آنها قساوت پيدا كرد، و بسياري از آنها گنهكارند.؟ ﴾  

                 ﴾﴿ 57:16﴾has not the time yet come for those who believe that their hearts should be humble for the remembrance of allah and what has come down of the truth? and that they should not be like those who were given the book before, but the time became prolonged to them, so their hearts hardened, and most of them are transgressors﴿

{{{{{{{{{{{{

 

                   ﴿ 59:18﴾﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ                      وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ   ﴾  

                  ﴿ 59:18﴾﴿ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! از مخالفت خدا بپرهيزيد، و هر انساني بايد بنگرد تا چه چيز را براي فردايش از پيش فرستاده، و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مي‏دهيد آگاه است.

                 ﴿ 59:18﴾o you who believe! be careful of (your duty to) allah, and let every soul consider what it has sent on for the morrow, and be careful of (your duty to) allah; surely allah is aware of what you do

{{{{{{{{{{{{

 

          ﴿ 59:19﴾ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

            ﴿ 59:19﴾ و همچون كساني كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنها را به خود فراموشي گرفتار كرد نباشيد، و آنها فاسق و گنهكارند

                 ﴾﴿ 59:19﴾and be not like those who forsook allah, so he made them forsake their own souls: these it is that are the transgressors

آنچه بايد از پيش فرستاد( فشردۀ از تفسیر شریف نمونه).

در آيات مبارکۀ فوق روى اين مسأله تكيه شده بود كه: انسان بايد بنگرد تا كدامين ذخيره را از پيش براى فرداى قيامت خود فرستاده است و در حقيقت، سرمايه اصلى انسان در صحنه قيامت كارهائى است كه از پيش فرستاده، و گرنه غالباً كسى به فكر انسان نيست كه براى او چيزى بعد از مرگ او بفرستد، و يا اگر بفرستند ارزش زيادى ندارد.

لذا، در حديثى از پیغمبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) مى خوانيم كه فرمودند:

   ﴿در راه خدا انفاق كنيد هر چند به اندازه يك من خرما يا كمتر، و يا يك مشت و يا كمتر باشد و يا حتى به نيمى از يك دانه خرما! و اگر كسى آن را هم نيابد، با سخنان پاكيزه دلهائى را شاد كند، چرا كه در قيامت هنگامى كه در پيشگاه خدا قرار مى گيريد به شما مى فرمايد: آيا درباره تو چنين و چنان نكردم؟ آيا گوش و چشم در اختيارت قرار ندادم؟ آيا مال و فرزند به تو نبخشيدم؟ و بنده عرض مى كند: آرى، و در اينجا خداوند متعال مى گويد: پس نگاه كن! ببين چه براى خود از قبل فرستاده اى؟ او نگاهى به پيش و پشت سر،طرف راست وچپ مى افكند، چيزى نمى يابد كه بتواند باآن صورتش را ازآتش دوزخ حفظ كند!

در حديث ديگرى مى خوانيم: پیغمبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) با بعضى از يارانش نشسته بود، گروهى از قبيله مضر وارد شدند كه شمشير بر كمر داشتند (و آماده جهاد در راه خدا بودند) اما لباس درستى در تن آنها نبود، هنگامى كه پیغمبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)   آثار نيازمندى و گرسنگى را در چهره آنها ديد، رنگ صورتش دگرگون شد، به مسجد آمده و بر فراز منبر رفت، حمد و ثناى الهى بجا آورده فرمودند:

﴿ خداوند اين آيه را در قرآن مجيد نازل كرده است: ﴿ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَد...  سپس افزود: در راه خدا انفاق كنيد پيش از آن كه قدرت، از شما سلب شود، و در راه خدا صدقه دهيد قبل از آن كه مانعى در اين راه ايجاد گردد، آنها كه دينار دارند از دينار، و آنها كه درهم دارند از درهم، و آنها كه گندم و جو دارند از گندم و جو، چيزى از انفاق را كوچك نشمريد هر چند به نيمى از يك دانه خرما باشد

.{{{{{{{{{{{{

 

مرد              ﴿62:10﴾﴿فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ

                اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

              ﴿62:10﴾﴿ و هنگامي كه نماز پايان گرفت شما آزاديد در زمين پراكنده شويد و از فضل الهي طلب كنيد، و خدا را بسيار ياد نمائيد تا رستگارگردید.   

                 ﴾﴿62:10but when the prayer is ended, then disperse abroad in the land and seek of allah's grace, and remember allah much, that you may be successful﴿

      اصولاً، ادامه ذكر سبب مى شود كه، ياد خداج در اعماق جان انسان رسوخ كند و ريشه هاى غفلت و بى خبرى را كه عامل اصلى هرگونه گناه است، بسوزاند، و انسان را در مسير فلاح و رستگارى قرار دهد و حقيقت ﴿ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ حاصل گردد. ( فشردۀ از تفسیر شریف نمونه).

{{{{{{{{{{{{

 

           ﴿ 63:9﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ  ﴾

 

             ﴿ 63:9﴾ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نكند، و هر كس چنين كند زيانكار است.

                  ﴾﴿ 63:9﴾o you who believe! let not your wealth, or your children, divert you from the remembrance of allah; and whoever does that, these are the losers﴿

             در اين كه منظور از ذكر خداج در اينجا چيست؟ مفسران احتمالات زيادى ذكر كرده اند:

 ـــ بعضى آن را به نمازهاى پنجگانه.

 ـــ و بعضى به شكر نعمت و صبر بر بلا و رضاى به قضا.

 ـــ و بعضى به حج و زكات و تلاوت قرآن.

 ـــ و بعضى به تمام فرائض تفسير كرده اند، ولى، روشن است: ذكر خدا، معنى وسيعى دارد كه، همه اينها و غير اينها را شامل مى شود، بنابراين تفسير به امور فوق، از قبيل ذكر مصداق هاى روشن است.

تعبير به: خاسِرُون: زيانكاران به خاطر آن است كه، حَُبّ دنيا چنان انسان را سرگرم مى كند كه سرمايه هاى وجودى خويش را در راه لذات ناپايدار، و گاهى، در اوهام و پندارها، صرف مى كند و با دست خالى از اين دنيا مى رود، در حالى كه، با داشتن سرمايه هاى بزرگ، براى زندگى جاويدانش كارى نكرده است.

{{{{{{{{{{{{

 

                         ﴿72:17﴾﴿لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا

                ﴿72:17﴾﴿ هدف اين است كه ما آنها را با اين نعمت فراوان بيازمائيم و هر كس ‍از ذكر پروردگارش روي گردان شود او را به عذاب شديد و روز افزوني گرفتار مي‏سازد

 

﴾﴿72:17﴾               so that we might try them with respect to it; and whoever turns aside from the reminder of his lord, he will make him enter into an afflicting chastisement﴿

{{{{{{{{{{{{

 

              ﴿102:1﴾﴿أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ

               ﴿102:1﴾﴿تفاخر و تكاثر شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل كرده)

            ﴾﴿102:1﴾abundance diverts you

{{{{{{{{{{{{

در حديثى، از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم:  

 ﴿من از فقر بر شما نمى ترسم، ولى از تكاثر بيم دارم.

تكاثر همان گونه كه قبلاً اشاره كرديم، در اصل، به معنى تفاخر است، ولى گاه به معنى فزون طلبى و جمع مال آمده، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم:

    ﴿تكاثر، جمع آورى اموال از طرق نامشروع، و خوددارى از اداى حق آن و بستن آنها در خزينه ها و صندوق ها است.

پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند:

  ﴿انسان مى گويد: مال من! مال من! در حالى كه مال تو تنها همان غذائى است كه مى خورى، و لباسى است كه مى پوشى، و صدقاتى كه در راه خدا انفاق مى كنى!

پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند:

﴿  هیچ بنده پروردگار یک قدمی هم بجلو برداشته نمیتواند تا اینکه این پنج پرسش را پاسخ ندهد:

ــ عمرش را در کجا (و چی چیزی) گذراند؟  

ـــ جوانی و شباب خود را در چی جای مصرف کرد؟

 ـــ مالش را از کجا بدست آورد و د در کجا مصرف کرد؟

ـــ و با علمی که آموخته بود چی عملی کرد؟

و اين نكته اى است بسيار جالب، كه بهرۀ هر كس ازاموال فراوانى كه جمع آورى مى كند، و گاه كمترين دقتى در حلال و حرام بودن آن ندارد، چيزى جز همان مختصرى كه مى خورد، مى نوشد و مى پوشد، و يا در راه خدا انفاق مى كند، نيست، و مى دانيم: آنچه را شخصاً مصرف مى كند، ناچيز است و چه بهتر كه از طريق انفاق، بهرۀ خود را بيشتر كند.

در حديثى از معاذ بن جبل(رضی الله عنه) چنين آمده: هيچ يك از اعمال آدمى براى نجات او از عذاب الهى، برتر از ذكر اللّهج نيست، از او پرسيدند: حتى جهاد در راه خداج؟ گفت: آرى، زيرا خداوند مى فرمايد: وَ لَذِكْرُ اللّهِ أَكْبَرُ.

ظاهر اين است كه، معاذ بن جبل(رضی الله عنه)  اين سخن را از كلام پيغـُمبرخـُدا(صلى الله عليه وآله وسلم) استفاده كرده، زيرا خود او نقل مى كند: از پيغـُمبرخـُدا(صلى الله عليه وآله وسلم)   پرسيدم: كدام عمل از همه اعمال برتر است، فرمودند:

  ﴿اين كه به هنگام مردن، زبانت، به ذكر خداوند بزرگ مشغول باشد

 رابطۀ یاد خـُداج با تهذیب نفوس در احادیث اسلامی.....

اهمیت ذِکر اللهج در احادیث اسلامی بیش از آن است که در این مختصر بگنجد; آنچه ما به دنبال آن هستیم این است که یاد خداج را به عنوان یکی از عوامل تهذیب نفس و پرورش فضائل اخلاقی، و سازندگی روح انسان، مورد بررسی قرار دهیم; در این زمینه نیز روایات زیادی در منابع معروف اسلامی نقل شده است، که گلچینی از آن را در ذیل ملاحظه می‏کنید:

 ـــ- به عنوان حسن ختام، این بحث را با حدیثی از پیغـُمبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)پایان می‏دهیم، که فرمودنـد:

 ﴿ذکرالله شفاء القلوب; ذکر خدا موجب شفای الها است! ﴿﴾

از مجموع آنچه در احادیث  بالا آمد، بخوبی می‏توان استفاده کرد که رابطه بسیار نزدیکی میان یاد خداج (ذکر اللهج) و تهذیب نفوس‏ است;

وآن اینکه قلب را نورانی می‏کند; بیماریهایی همچون کبر و غرور و غفلت و بُخل و حسد را از دل دور می‏سازد; شیطان را طرد می‏کند; و دل را صیقل می‏دهد.

به گفته بعضی از علمای بزرگ اخلاق، دل و جان انسان جایگاهی است که هرگز نمی‏تواند خالی بماند; اگر ذِکر خداج آن را پر کند، وسوسه‏های شیطانی از آن دور می‏شود،و اگر خالی از یادخداج باشد جولانگاه لشکر شیطان و وسوسه‏های او خواهدشد.

از سوی دیگر، می‏دانیم که ذات پاک خداوندج منبع کل کمالات است، یاد او سبب می‏شود، که انسان هر روز به منبع کمال مطلق نزدیک و نزدیکتر گردد، و از رذائل اخلاقی که پایه همه آنها را کاستیها و فقدان کمال تشکیل می‏دهد، دور می‏سازد.

بنابراین، راهیان این راه باید ذِکر خداج را به عنوان بـُرنده‏ترین سلاح، راهوارترین مرکب، و پرفروغـترین چراغ، با خود داشته باشند، تا این راه صعب‏العبور را بسرعت پشت‏سربگذارند و جادۀ خود را به سوی کمالات انسانی و ملکات فاضلۀ اخلاقی، نورانی و هموار سازند.

 فضیلت ذكر خداونـد ج :

ذكر خدای سبحان از بهترین و پاكیزه ترین اعمال نزد خدا، برترین لذت نزد دوستداران خدا، خوی و خصلت خوب مؤمنان و صالحان و نشان همنشینی با محبوب واقعی بوده و مایه شرافت و رستگاری انسان می باشد.

دراحکام فق شریف برای هریک از عبادات سرحدی اجازه داده شده مثلا نماز خواندن دراوقات معین ، ذکوات درصورت داشتن مال ، حج درصورت امکانات مالی بوده ودرغیر آن عمل حتمی شمرده نه می شود. ولی ذکر خداوندج سرحد معینی ندارد وهر اندازه زیاد ودوام دار باشد اجر وثواب اضافه تر دارد.

اما ذكر سودمند آنست كه بر دوام يا در اكثر اوقات باشد، با حضور قلب و فراغت‏خاطر، و توجه كلى به خالق متعال، تا اينكه ياد او در دل قرار گيرد و روشنى عظمت او بر دل بتابد، و با دميدن نور او بر دل سينه گشاده شود، و اين غايت و ثمره همه عبادات است.و براى ذكر اولى است و آخرى.اول آن موجب انس و محبت است، و آخرش را انس و محبت‏باعث مى‏شود، و مطلوب اين انس و محبت است.

زيرا كه بنده در آغاز به زحمت و دشوارى دل خود را از وسوسه‏ها و زبان خود را از ياوه گوئى باز مى‏دارد و به ذكر خدا وا مى‏دارد، پس اگر توفيق پايدارى و مداومت‏يافت‏به آن انس مى‏گيرد و محبت‏خدا در دل او ريشه مى‏كند.و هر كه چيزى را دوست دارد آن را بسيار ياد مى‏كند.و هر كه چيزى را بسيار ياد كرد، اگر چه به مشقت و تكلف باشد، آن را دوست مى‏دارد.و از اينجاست كه يكى از ايشان گفته است:

بيست‏ سال با قرآن به رنج و مشقت‏ بسر بردم، سپس بيست‏سال به آن متنعم و بهره‏مند شدم‏ .و نعمتها جز از انس و محبت‏سر نمى‏زند، و انس و محبت جز از پايدارى و مداومت‏بر رنج و مشقت طولانى پديد نمى‏آيد، تا تكلف موافق طبع گردد.و چگونه اين بعيد انگاشته شود و حال آنكه كسى كه ابتدا طعامى در ذائقه او ناگوار است و به زحمت آن را مى‏خورد با مواظبت و مداومت‏بر آن سرانجام چنان با طبع او سازگار و به آن معتاد مى‏شود كه نمى‏تواند آن را ترك كند؟ كه نفس آنچه را كه عادت كرد تحمل مى‏كند: نفس به عادتى كه به او بدهى عادت و خو مى‏كند .

و چون به ياد خداج اُنس حاصل شد از غير خدا منقطع مى‏گردد، و ما سوى الله هنگام مرگ از او جدا مى‏شود و بجز ياد خداج  باقى نمى‏ماند، كه اگر به او ا ُنس گرفته باشد بهره مى‏برد و به سبب جدائى و انقطاع موانع در لذت و بهجت مى‏باشد، زيرا نيازهاى ضرورى در زندگى او را از ياد خدا ج غافل مى‏كرد، ولى بعد از مرگ عايق و مانعى نمى‏ماند، پس گوئى ميان او و محبوب او حايلى نيست، و خوشحالى و شادمانى او عظيم خواهد بود، و از زندانى كه مانع انس دائم به محبوب بود رها و خلاص مى‏شود، و از اين انس بعد از موت در لذت و بهجت مى‏باشد تا در جوار الهى فرود آيد و از ياد به ديدار بالا رود.

     باید دانست که پس از تلاوت کتاب خداوندج، هیچ عبادتی که به زبان ادا شود از ذکر خداوندج،  و تقاضای رفع حاجات از درگاه او به وسیله خواندن دعاهای نقل شده افضل نیست. به همین مناسبت ناگزیر، فضیلت ذکر را به اجمال بیان کردیم.

پیغمبر خدا (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم ) فرموده است:

   ﴿ آن كس كه خدا زبانى به او داده كه به ذكر پروردگار مشغول است خير دنيا و آخرت به او داده شده است.

  ﴿گوینده ذکر خدا در میان غافلان مانند درخت سبزی است که در میان گیاه خشک خرد شده قرار داشته باشد.

 ﴿ـ گوینده ذکر خدا در میان غافلان مانند زنده در میان مردگان است.

 ـ﴿ خداوند می‏فرماید: من با بنده‏ام هستم، مادام که مرا یاد کند و لب‏هایش را به ذکر من می‏جنباند.

4ـ از پیغمبر خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم )   پرسیدند: کدام عمل افضل است؟ فرمود:

﴿ اینکه بمیری و زبانت از ذکر خدا تر باشد.

  ﴿ آدمی هیچ عملی انجام نمی‏دهد که وی را از عذاب الهی نجات‏دهنده‏تر از ذکر خدا باشد. عرض کردند: ای پیامبر! حتی جهاد در راه خدا؛ فرمود: جهاد در راه خدا هم، مگر آنکه چندان شمشیر زنی که شمشیرت بشکند و این را سه بار تکرار فرمود.

 ﴿ خداوند فرموده است: چون بنده‏ام در نفس خود مرا یاد کند، من در ذات خود وی را یاد کنم و چون در میان جمعیّتی یاد من کند، من در میان جمعیّتی بهتر از آن یاد او کنم و اگر به قدر یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع به او نزدیک می‏شوم و اگر به اندازه یک ذراع به من تقرّب جوید، من به اندازه یک باع به او تقرّب می‏جویم و اگر به طرف من قدم بردارد، من شتابان به سوی او می‏روم؛ یعنی با سرعت او را اجابت می‏کنم.

 و نیز از آن بزرگوار نقل شده است که  پیغمبر خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم )  فرموده است:

﴿کسی که زیاد ذکر خدا بگوید، خداوند او را دوست می‏دارد و آنکه زیاد یاد خدا کند، برای او دو برائت نوشته می‏شود؛ یکی از آتش و دیگری از نفاق.

و نیز فرموده است:

 ﴿خداوند به موسی علیه‏السلام وحی فرمود: به زیادی مال خوشحال مباش و یاد مرا در هیچ حالی ترک مکن، زیرا زیادی مال آخرت را از یاد می‏برد و ترک یاد من دل را سخت و قسی می‏کند.

 فضیلت مجالس ذکر

 پیغمبر خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم )  فرموده است:

﴿هر گروهی که در محفلی با هم بنشینند و ذکر خدا بگویند، فرشتگان به گرد آنها در می‏آیند و رحمت الهی، آنها را فرا می‏گیرد و خداوند در میان مقرّبان خود آنها را یاد می‏کند. و نیز فرموده است: هر دسته‏ای گرد هم آیند، ذکر خدا گویند و بدین کار جز خشنودی او را نخواهند، ندا کننده‏ای از آسمان آنها را ندا می‏کند، برخیزید که شما آمرزیده شده‏اید و گناهان شما به حسنات بدل شده است.

داود علیه‏السلام عرض می‏کند: پروردگارا! هرگاه بینی که من از مجلس ذاکران تو می‏گذرم و به مجلس غافلان می‏روم، پایم را بشکن؛ چه این نعمتی است که به من ارزانی می‏داری.

 پیغمبر خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم )  فرموده است:

  ﴿ مجلس خوب برای مؤمن کفّاره دو میلیون مجلس بد می‏شود.

 فضیلت تهلیل

  پیغمبر خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم )  فرموده است:

 : ﴿همگی شما به بهشت می‏روید؛ جز کسی که گردن کشی کند و مانند شتر که از صاحب خود بِرَمد، از فرمان خدا سر پیچد. عرض شد: ای پیامبر خدا! کیست که گردن کشی می‏کند؟ فرمود: کسی که لااِلهَ اِلاّ اللّه‏ نگوید؛ پس زیاد لااِلهَ اِلاّ اللّه‏ بگویید پیش از آنکه میان شما و آن حایلی ایجاد شود، چه آن کلمه توحید، کلمه اخلاص، کلمه تقوا و کلمه طیّبه باشد و آن دعوت حقّ و دستاویز محکم و بهای بهشت باشد.

 پیغمبر خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم )  فرموده است:  

﴿برای لااِلهَ اِلاّ اللّه‏ نه در گور وحشتی است و نه در قیامت. گویی آنها را به هنگام صیحه [قیامت [می‏بینم که خاک رااز سرهای خود می‏افشانندومی‏گویند: اَلْحَمْدُللّه‏ الّذی أذهَبَ عنَّا الحَزَن إنَّ رَبَّنا لَغَفورٌ شَکُور.

 پیغمبر خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله وسلم )  فرموده است:

 

﴿بدانید كه بهترین اعمال شما نزد خداوند و پاكیزه ترین آنها و آنچه از همه بیشتر درجات شما را بالا می برد و بهترین چیزی كه آفتاب بر آن تابیده، ذكر خدای سبحان است؛ زیرا خدای تعالی از خودش خبر داده، فرمود: من همنشین كسی هستم كه مرا یاد كند. ﴾﴿

از آیات قرآنی و سخنان اولیای گرامی اسلام، استفاده می شود كه ذِكر عبارت است از یاد خدا در همه احوال و پیشامدها و توجه به حضور در محضر الهی و او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خویش دانستن و این كه هیچ امری بر او پوشیده نمی ماند. از این رو، هنگام رو به رو شدن با تكالیف واجب به یاد خداج بوده، آنها را انجام دهد و هنگام رو به رو شدن با محرمات و معاصی از خداج  غافل نباشد، و از انجام آن پرهیز ما از رگ ورید به او نزدیك تر هستیم.

 

روزى پیغمبر خدا (صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم )  بر ياران خود در آمد و فرمود:

 ﴿ در باغهاى بهشت بگردش بپردازيد،  پرسيدند: يا رسول اللَّه (ص) باغهاى بهشت چيست؟ فرمود: ﴿مجالس ذكر، هم صبح و هم شام باين مجالس برويد و بذكر بپردازيد و هر كس دوست داشته باشد بفهمد چه منزلتى نزد خدا دارد، بايد نظر كند ببيند خدا چه منزلتى نزد او دارد، چون خداى تعالى بنده خود را به آن مقدار احترام مى‏كند كه بنده‏اش او را احترام كند.  و بدانيد كه بهترين اعمال شما و پاكيزه‏ترين آن نزد مالك و صاحبتان و نيز مؤثرترين اعمالتان، در رفع درجاتتان، و بالأخره بهترين چيزى كه آفتاب بر آن مى‏تابد، ذكر خداى تعالى است، چه خود او از خودش خبر داده و فرموده: (من همنشين كسى هستم كه ذكرم كند و بيادم باشد، و نيز فرموده: (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ)، مرا ياد آوريد تا شما را با نعمتم ياد آورم، مرا بياد آوريد با اطاعت و عبادت تا شما را ياد آورم، با نعمت‏ها و احسان و راحت و رضوان. ﴾﴿  

 

از پیغمبر خدا (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم )  روايت آورده كه فرمود:

﴿ خداى سبحان فرموده: اگر بفهمم كه اشتغال به من بيشتر اوقات بنده‏ام را گرفته، شهوتش را هم بسوى دعا و مناجاتم بر مى‏گردانم و چون بنده‏ام چنين شود، آن گاه كه بخواهد سهو كند خودم ميان او و اينكه سهو كند حائل مى‏شوم، چنين افرادى اولياء حقيقى من هستند، آنها براستى قهرمانانند، آنها كسانى هستند كه اگر بخواهم اهل زمين را به عقوبتى هلاك كنم، بخاطر همين قهرمانان صرفنظر مى‏كنم.

پیغمبر خدا (صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله وسلم )  فرمود:

﴿  خداى تعالى فرموده: مرا با اطاعتم ياد كنيد تا با مغفرتم يادتان كنم و كسى كه بياد من باشد، در حالى كه مطيع هم باشد بر من واجب ميشود كه با مغفرتم يادش كنم ....  _______________

پیغمبر خدا (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم )  فرمود:

 ﴿ کسیکه ذِکر(یاد ) خداوند خودرا می نماید وآن کسیکه ذِکر(یاد ) خداوند خودرا نمی کند مثل  زنده ومرده بین همدیگراند.

پیغمبر خدا (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم )  فرمود:

 ﴿ هر كس از نماز صبح تا طلوع خورشيد در نمازگاهش بنشيند، خداوند او را از آتش حفظ مى كند

   در پایان این بحث ذکر سه نکته لازم به نظر می‏رسد:

1- حقیقت ذکر چیست؟

 به گفته راغب‏ در مفردات‏ ذِکر دو معنی دارد; گاه به معنی حضور چیزی در ذهن (یادآوری) وگاه به‏معنی حفظ و نگاهداری معارف و اعتقادات حق در درون جان است.

بزرگان اخلاق گفته‏اند: ذکر خداج تنها این نیست که نام خداج  را بر زبان بیاوریم و مکرر تسبیح و تهلیل و تکبیر گویی; بلکه منظور آن است که با تمام قلب، متوجه او و عظمتش باشیم، و او را همه جا حاضر و ناظر بدانیم.

بی‏شک چنین ذکری سرچشمه حرکت‏به سوی نیکیها و خوبیها است، و می‏تواند میان انسان و گناه و رذائل اخلاقی سد محکمی ایجاد کند.

به همین دلیل، در حدیثی می‏خوانیم که پیغـُمبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودنـد :

 ﴿ سه چیز است که این امت طاقت آن را ندارند (و از هرکسی ساخته نیست):

 ــــ  مواسات با برادران دینی، در مال;

 ـــ و دادن حق مردم;

 ــــ و ذکر خدا در هر حال; سپس افزودند: ; ذکر تنها گفتن سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست، بلکه هنگامی که زمینه‏های حرام فراهم گردد، از خداج بترسد و آن را ترک گوید.  

 از آنچه در بالا آمد بخوبی می‏توان نتیجه گرفت که ذکر اللهج  واقعی ذکری است که در اعماق وجود انسان اثر بگذارد، و در جهت گیریهای فکری و عملی او تاثیر کند، و روح و جان انسان را پرورش دهد و به راه خدا دعوت کند.

آن کس که ذکر خداج  می‏گوید و راه شیطان را می‏پوید، در واقع ذاکر صادق و خالص نیست;  

نــــتـــیـــجـــه :

 

            آنــچـه کـه انـسـان از ادامـۀ ذِکــرالـلـه ج نـصـیـب مـیشـود

 

  1) ذکرشیطان را ضعیف وآن به دور می اندازد. 

   2 )او سبب خوشی خـُداوندج قادر وتوانا می شود.

   3 ) اومغز را از خوف ووارخطائی تسکین می دهد.

   4 ) اودر قلب خوشی وشادمانی را بوجود می آورد.

   5 ) اوذهن وبدن را نیرومند می سازد.

  6) اوچهره وقلب راروشن می سازد .

  7 ) اوقابلیت شخص رازیاد می کند.

  8 ) اوذکرراوسعت وشیرینی می دهد، بنأ چشم بینا اورا با خوف آمیخته به احترام وخوشی می بیند.

9) اومحبت را بااللهج که درحقیقت روح اسلام  ومحور دین است تولید میکند، ومنبع موفقیت ورستگاری اودر آخرت می شود.کسیکه محبت الله را جستجومیکند باید ذکررا انجام دهد.

10) ذکر شامل مراقبه اندیشه وتفکر عمیق است که انسان ازراه آن به مرتبۀ احسان می رسد.انسان دراین مرتبه خداوندج راطوری عبادت میکند که گویا حقیقتأ آن ذات پاک را می بیند.

11) ذکر انسان به رسیدن مرحلۀ کهمک میکندکه اوالله ج رادرروح خودبه مثابۀ پرورنده، نگهبان ،مدبر ،  خود قبول نموده ودر موجودیت تمام سختی ها به جانب اللهج برمی گردد.

12) ذکر کلید نزدیکیت به خداوندج است، یعنی هر اندازه ذکر زیاد باشد به همان اندازه قریب شدن به خداوندج میسر است  وهر اندازه دلسردی یادوری ازذکر باشد به همان اندازه مسافه بین او واللهج زیاد است .
 13) اودروازۀ معرفت از اللهج است.

14) اوانسان رامعتقد به بزرگی وعظمت اللهج نموده ووجدانش را به حظور دایمی اللهج نیرومی بخشد.

15) ذکرخداوندج سبب می شود که ذکر انسان به حظور اللهج مطابق ارشادات قرآن مجید باشد.

   مرایادکن، ومن تورا یاد خواهم کرد) وچطوریکه درحدیث شریف بیان شده( آنکس که مرا درقلب خود یادکند، من اورادرقلب خودیاد میکنم). همین موضوع درآیه های مبارکۀ دیگر واحادیث شریف شرح داده شده که حتی اگردرذکر کدام نقاط خوب دیگر به استثنای آنچه بیان شد  نه می بود، بازهم این ذکر علویت خودرا بردیگران برقرار می ساخت. بااین وصف بازهم درذکربسیارزیاد مفاد وپرهیز گاری وجوددارد.

16) ذکر قلب را زندگی وحیات می بخشد.حافظ بن تمیـمیا میگوید:ذکر برای قلب مانند آب برای ماهی  نیاز است. حالتی راتصور کنید که اگر ماهی خارج از آب باشد .

17) ذکر غذای قلب وروح است ، محروم کردن آنها از ذکر مانند محروم کردن بدن از غذا می باشد.

18 ) ذکر قلب را اززنگ پاک می کند.درحدیث قبلی ذکر شد ؛ یعنی هرچیز مطابق طبیعت اش زنگ می گیرد وقلب با خواهشات دنیائی وبی پروائی زنگ می گیرد،که برای صاف کردن آن ذکر نیاز است .

19) ذکر انسان را درمقابل دام ها وگودالها ولغزشها حفظ میکند.

20) قلب شخص مسامحه کاروسربه هوابواسطۀ احساس دوری از خداج شکنجه وآزار  می بیند وغیر   ذکر هیچ چیز دیگر،قلب اوراازاین احساس آزاد نه می تواند.

21) کلمات ذکر، چطوریکه درحدیث شریف آمده، گردش خودرادراطراف عرش خداوند توانا حفظ میکند.

22) اگر شخصی خداوندج رادر خوشحالی یاد میکند، خداوندج اورادرمصیبت وشکنجه ها یاد میکند.

23) ذکرراهی رستگاری ورهائی از عذاب خداوندج می باشد .

24) ملائک اطراف شخصی را که درذکر مشغول است تا آسمان بلند گرفته و سلامتی ورحمت خداوندج را برایش سبب می شود .

25( ذکر زبان را از افراط درغیبت وبدگوئی، سخن بیهوده ، وسوی استفاده کردن حفظ میکند. ذکریک تجربه وآزمایش کلی برای  شخصی که زبان او به ذکر مشغول است بوده که نه می گذارد مرتکب چنین بیهوده گوئی ومسخره ها شود . ودرعکس حال زبانیکه به ذکر مشغول نیست به آسانی شکار انواع گفتارهای بی فائیده می شود .

26) درجمیعت ذکر کنندگان جمعیت ملائیک جمع می شوند، ودرجمعیت بدون ذکر، جمعیت شیطان جمع می شوند.وشخص درانتخاب آن دو راه مخیر است، وواقعأ دارای شعور طرفی راانتخاب میکندکه مربوط به طبیعت وخـُلق آن است. 

 

 خـــتـــم

 

آدرس را باز کنید فضایل ذکر به زبان دری است)ــــ

فـــضــیــلــت ذ ِ کــر|ــ فضایل ذکر به زبان دری 

 

  تشریحات بیشتر را از عناوین 2الی 6 این فصل باز نموده ومطالعه فرمادید.

{{{{{{خــتـم عنوان{{{{{{

  

 

info@ustadfaizi.com

تماس با ما

Copyright 2007 www.ustadfaizi.com
All rights reserved